درگیر شبکه‌های اجتماعی نبودن بهترین هدیه‌ایه که می‌تونید به خودتون بدید. جداً. و من این هدیه رو چند وقتی می‌شه که به خودم دادم و الآن راضی‌ام. و امروز که متوجه شدم به‌مرور، انگار زمان زیادی رو بازخرید کردم تا صرف خوندن و فکرکردن یا حتی سریال‌دیدن کنم، رضایتم بیشتر شد. الآن هم که یه سایت استثنایی پیدا کردم پر از متونی که دلم می‌خواد بخونم -و لذا ستاره‌دارش کردم-، یه‌جورایی از شادی در پوست خود نمی‌گنجم (اغراق می‌کنم، این جور شادی‌ها از جای دیگه‌ای می‌آن).


فقط کمی زیادی درگیر این وبلاگ شدم. تنها جاییه که ازطریقش به‌شکلی از اجتماع» مجازی دسترسی دارم. اجتماعی متشکل از یک عدد نقطه (.)، یک عدد nobody، یه باد پاییزی به‌موقع، یه تیکه نون و یه سری احتمالاً لال مادرزاد. خلاصه که نمی‌دونم. مهم نیست اون‌قدرا. من یکی از سنۀ ۱۳۸۲ خورشیدی دارم وبلاگ می‌نویسم و تا الآن دیگه با همه‌چیزش کنار اومدم. برهه‌های زیاد و مهمل‌نویسی هم کم نداشتم و دقیقاً می‌دونم کاربردشون برام چیه. ابراز و افشای بخش‌هایی از خودم برای دیگری تا بتونم ازطریق اون امیال خودم رو بشناسم و براساس اون‌ها عمل کنم. اگه حاج آقا کانت اجازه بده البته.




مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

موسسه خیریه سگال

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

کارت مایفر mifare card دنیای علم و تکنولوژی اینورتر من ، خودم و غزالی مجله گردشگری کجارو وبلاگ اشعار مخلص بیسکولنز خرده اندیشه دکتر هو جواهرات و انگشترهای فیروزه ، عقیق و ...